خون‌خواهی

نویسنده :

رایلی سیجر

مترجم :

لیلا سام
۴۱۰٬۰۰۰
تومان
10 ٪
۳۶۹٬۰۰۰
تومان
افزودن به سبد خرید

خون‌خواهی

3.3

( از 10 دیدگاه )

With a Vengeance

نویسنده :

رایلی سیجر

مترجم :

لیلا سام

ژانر :

مشخصات کتاب

خلاصه کتاب

این کتاب درباره مادری به نام جن است که در یک لحظه کاملا نرمال، وقتی منتظر پسر نوجوان خود است از پشت پنجره صحنه ‌ای وحشتناک را مشاهده می‌کند. پسرش با مردی که اصلا او را نمی‌شناسد درگیر می‌شود و او را به قتل می‌رساند. برعکس روال معمول داستان‌ها، برای حل معمای این قتل، داستان رو به عقب می‌رود و هر شب که جن می‌خوابد، موقع بیداری متوجه می‌شود یک روز به عقب‌تر رفته است و در واقع این عقب رفتن تا جایی ادامه پیدا می‌کند که مادر بتواند با شناسایی عوامل اصلی در ایجاد آن اتفاق، از آن جلوگیری کند.
درباره کتاب
بریده‌ای از کتاب
نظرات کاربران

مشخصات کتاب

خلاصه کتاب

این کتاب درباره مادری به نام جن است که در یک لحظه کاملا نرمال، وقتی منتظر پسر نوجوان خود است از پشت پنجره صحنه ‌ای وحشتناک را مشاهده می‌کند. پسرش با مردی که اصلا او را نمی‌شناسد درگیر می‌شود و او را به قتل می‌رساند. برعکس روال معمول داستان‌ها، برای حل معمای این قتل، داستان رو به عقب می‌رود و هر شب که جن می‌خوابد، موقع بیداری متوجه می‌شود یک روز به عقب‌تر رفته است و در واقع این عقب رفتن تا جایی ادامه پیدا می‌کند که مادر بتواند با شناسایی عوامل اصلی در ایجاد آن اتفاق، از آن جلوگیری کند.

درباره کتاب

رمان «مسیر انتقام» نوشته‌ی رایلی سیجر داستان زنی به نام آنا متیسون را در سال 1954 دنبال می‌کند که از کودکی با خاطره‌ی ویرانی خانواده‌اش زندگی کرده است. دوازده سال پیش حادثه‌ای مرموز باعث مرگ برادرش، رسوایی پدرش و خودکشی مادرش شد. آنا پس از سال‌ها تحقیق درمی‌یابد که شش نفر در آن فاجعه نقش داشته‌اند. او تصمیم می‌گیرد در قالب یک نقشه‌ی حساب‌شده آن‌ها را در سفری شبانه با قطاری لوکس از فیلادلفیا به شیکاگو گرد هم بیاورد. هدفش روشن است: وادار کردنشان به اعتراف و روبه‌رو شدن با پیامد اعمالشان.

اما خیلی زود مسیر قطار از نقشه‌ی آنا جدا می‌شود. یکی از مسافران به قتل می‌رسد و آشکار می‌شود که انتقام فقط انگیزه‌ی آنا نیست. هر

  • یک از سرنشینان گذشته‌ای مبهم و انگیزه‌هایی پنهان دارند. قطار که نماد رستاخیز و تکرار گذشته است، به صحنه‌ای از بی‌اعتمادی و فریب تبدیل می‌شود. با نزدیک شدن به مقصد، آنا درمی‌یابد که هیچ‌کس آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست و حتی خودش نیز دیگر از تصمیماتش مطمئن نیست.

داستان از زاویه‌ی دید محدود آنا روایت می‌شود و با فلش‌بک‌هایی به دوران کودکی و جنگ جهانی دوم، ریشه‌های تراژدی را آشکار می‌کند. ساختار روایی بر اساس ساعات سفر تنظیم شده و هر فصل با افزایش تنش و افشای رازهای جدید همراه است. سیجر در طول داستان تضاد میان عدالت و انتقام را به‌تدریج برجسته می‌کند. در حالی‌که آنا در پی اثبات حقانیت خود است، مرز میان قربانی و مقصر برای او و دیگران کم‌رنگ می‌شود. «مسیر انتقام» بیش از آن‌که فقط معمایی در فضای بسته‌ی قطار باشد، روایتی از تأثیر ماندگار جنگ، گناه و حافظه بر انسان‌هاست. 

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم

حتماً کسی با شمارهٔ 999 تماس گرفته، چون خیابان ناگهان پر از نور آبی‌رنگ می‌شود. جنیفر به تاد می‌گوید: «چی...» و همین یک کلمه واقعاً تمام منظورش را می‌رساند: چی شده؟ چرا؟ چه غلطی کردی؟ کِلی پسرش را رها می‌کند. رنگ صورتش از وحشت پریده است، اما چیزی نمی‌گوید. شوهرش همیشه همین است. تاد به او یا پدرش نگاه نمی‌کند. بالاخره می‌گوید: «مامان.» بچه‌ها همیشه اول سراغ مادرشان را می‌گیرند، این‌طور نیست؟ جنیفر دستش را به‌سوی او دراز می‌کند، اما نمی‌تواند از بدن مرد فاصله بگیرد. نمی‌تواند فشاری را که به زخم‌ها وارد می‌کند متوقف کند. ممکن است اوضاع از این هم بدتر شود. دوباره می‌گوید: «مامان.» صدایش انگار چندتکه است. مثل زمینی خاکی که درست از وسط ترک خورده باشد. تاد لبش را گاز می‌گیرد و به آن‌سمت خیابان نگاه می‌کند. «تاد.» خون مرد مثل آبی که از لبهٔ وان بیرون بزند، روی دست‌های جنیفر به راه افتاده. «مجبور بودم.» بالاخره دارد به او نگاه می‌کند. صورت جنیفر از تعجب بی‌حس شده. کِلی سرش را پایین می‌اندازد. آستین‌های ربدوشامبر خاکستری‌اش از خونی که روی دست‌های تاد بوده سرخ شده‌اند. کِلی، چنان آرام که جنیفر مطمئن نیست واقعاً صدای او را شنیده باشد، می‌گوید: «رفیق...» تاد تکرار می‌کند: «مجبور بودم.» این بار با حرارت بیشتر. نفسش را بیرون می‌دهد. یک رشته بخار در هوای خیلی سرد پخش می‌شود. «چاره‌ای نداشتم.» این بار با قاطعیت خاص دورهٔ نوجوانی جمله‌اش را می‌گوید. نور آبی ماشین پلیس نزدیک‌تر می‌شود. کِلی به تاد خیره شده، لب‌هایش که از سرما سفیدند، حرکت می‌کنند، شاید دارد بی‌صدا فحش می‌دهد. جنیفر به تاد خیره می‌شود. پسرش، یک قاتل خشن، کسی که عاشق کامپیوتر و اعداد و ارقام است و هنوز هر سال شب کریسمس یک جفت پیژامهٔ مرتب تاشده پای تختش هدیه می‌گیرد. نویسنده با این شیوه روایت توانسته است به‌خوبی نشان دهد که محیط و خانواده و رفتارهای آنها در کودکی فرد، تا چه اندازه می‌توانند بر بروز جرمی که در نگاه اول کاملا اتفاقی به نظر می‌آید، موثر باشند. در نخستین روز جن، چاقو را از کیف فرزندش برمی‌دارد، اما وقتی که می‌خوابد و دو روز قبل از قتل از خواب بیدار می‌شود، متوجه می‌شود که هنوز نتوانسته است از این اتفاق جلوگیری کند و هر بار باید سراغ مسائل عمیق‌تر برای حل موضوع برود. این شیوه حل معکوس قتل و جلوگیری از آن، علاوه‌بر آنکه طرحی نو در رمان معمایی ایجاد کرده است، برای مخاطبین نیز جذابیتی ویژه دارد. قدرت قلم نویسنده در پردازش شخصیت‌ها و داستان و تطابق آن با نظریه‌های روانشناسی و ایحاد تعلیق‌های هوشمندانه، گذشته از عمق خاص اثر، از نظر جذابیت نیز، این داستان‌ را به داستانی باکیفیت تبدیل کرده است. داستانی که می‌تواند مخاطب را برای حل مسئله با خود تا پایان داستان همراه کند. نکته دیگر آن است که با وجود اینکه داستان زمان اشتباه مکان اشتباه در روالی مشخص پیش می‌رود اتفاقات به‌گونه‌ای چیده شده‌‌اند که مخاطب نتواند به‌راحتی اتفاقات را حدس بزند و همین موضوع باعث افزایش جذابیت این اثر شده است.




















افزودن به سبد خرید
۴۱۰٬۰۰۰ تومان 10%
۳۶۹٬۰۰۰ تومان

کتاب های مشابه





















دیگر کتاب‌های این نویسنده